|
دختری هستم تنها همچون تک درختی در بیابان
|
|
|
|
||||
|
سلام
حال شما ؟ امیدوارم که خوب باشین و روزگار هم بر وفق مرادتون اول از همه من یه تشکری میکنم و باید یه چیزی رو بگم . بعد از اون هم یه مطلب از پائولو گذاشتم . امیدوارم خوشتون بیاد .. خوب ... هفته قبل یعنی ۱۷ مرداد تولدم بود . آبجی گلم غافلگیرم کرد بر خلاف چیزی که تصورش رو می کردم واسم تولد گرفت . همین جا ازش تشکر میکنم و صورت ماهشو می بوسم . واقعا اگه این آبحی رو من نداشتم دغ می کردم. توی تمام سختیهام باهام بوده . از تمام عزیزانی که شرمندمون کردن هم تشکر میکنم . ایشالا واسه خودشون !!!
.. هنگام امید .. دو خاخام تمام تلاش خود را به کار می برند تا برای یهودیان آلمان نازی آرامش روحانی فراهم کنند . تا دو سال با وحشتی تحمل ناپذیر می توانند از تعغیب کنندگانشان دور بمانند و در اجتماع های مختلف مراسم مذهبی شان را به جای آورند . سر انجام زندانی میشوند. یکی از خاخام ها هراسان از آن چه ممکن است بر سرش بیاید مدام دعا میکند . اما خاخام دیگر تمام روز میخوابد . خاخام هراسان میپرسد : این چه کاری است ؟ دیگری گفت: می خواهم نیرویم را ذخیره کنم . می دانم کمی بعد به آن نیاز دارم . ـ اما نمی ترسی ؟ نمی دانیم چه بر سرمان می آید. ـ تا پیش از دستگیر شدن می ترسیدم . حالا که زندانی شده ام چه سودی دارد که بترسم چه بر سرم می آید ؟ زمان ترس به پایان رسیده . اکنون هنگام امید است .
بر گرفته از کتاب مکتوب پائولو کوئلیو
شما چی ؟ موقع مشکلاتتون چی کار میکنید ؟ امیدوار هستید یا ...؟ زندگی بر وفق مرادتان . تا بعد....
آرزومند آرزوهاتون فاطیما
+
نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط فاطیما
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام
خوبین؟ منم...هی ... چی بگم ...شکر حق..بهترم . از همهء گلایی که اومدن سر زدن و رد پایی گذاشتن وهمینطور گلایی که اومدن و سر زدن و ... ممنونم مخصوصا ابجی گلم رویا جون لطف کردین...
کاشکی هیچ وقت بزرگ نمی شدیم و همیشه توی اون عالم کوچیکی میموندیم و به دور از هر دغدغه ای بچگی می کردیم ...دلم تنگ شده واسه اون دورانی که بزرگترین دغدغه ام گم کردن یکی از مداد رنگیام بود و بزرگترین غمم اون پرنده ای که نمی تونست پرواز کنه و...
رها بودم , و در آسمان یک بعدی زندگی در اوج , در پرواز , دنیا را رسم می کردم , در برگ های دفتر نقاشی کوچکم آه!
ولی امروز من کبوتری شکسته بالم و آسمان زیستن سه بعدی و خاکستری امروز چه تلخ و محزونم از مرگ دنیای کوچک کودکی ام ....
آرزومندآرزوهاتون فاطیما
+
نوشته شده در جمعه 13 مرداد1385ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط فاطیما
|
|
|||||
|
|||||