|
دختری هستم تنها همچون تک درختی در بیابان
|
|
|
|
||||
|
شب قدر...
شب بیست و یکم ... ابن ملجم مرادی... (هزاران بار لعنت خدا بر او ...) شمشیر ... علی ... فرق شکافته شده ... خون... و یتیمان چشم براه... و..... شهادت ... شهادت تنها شاه عرب مولای متقیان حضرت امیر المومنان علی (ع) رو به تمام شیعیان تسلیت و تهنیت میگم...
چقدر قشنگه توی این شبای عزیز همدیگه رو یادمون بمونه و مابین این راز و نیازها همدیگه رو دعا کنیم ویادمون نره چه کسایی بهمون التماس دعا گفتن... امیدوارم اول همه مون آمرزیده بشیم و بعد هم هر کی هر جای دنیا هستش و هر چی آرزوش رو داره همین امشب از خدا بگیره آمین ...منم یادتون نره . مثل همیشه : خیلی بیشتر از خیلی التماس دعا... روزگار بر وفق مرادتان ... تا بعد...
آرزومند آرزوهاتون فاطیما
+
نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط فاطیما
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام
امروز میخواستم واستون یه مطلب جالبی بگذارم اما به دلیل زیاد بودن اون مطلب و کم بودن حوصله و وقت بنده , پشیمون شدم و به همینی که الان به ذهنم رسید بسنده کردم به قول سرگل جون این روزا مطلب کم پیدا میشه در کل حالا یه مطلب نمیدونم شاید یه متن شایدم یه دو بیتی حالا بستگی داره که شما چی بهش بگین رو میگذارم امید دارم که خوشتون بیاد
چه زجری میکشد آنکس که انسان است واز احساس سرشار ....
خدایا فقط تو میدونی که اونا چی میکشند .... ولی همیشه همه یه انسان واقعی نیستن البته انسان به دنیا مییان اما.. بعضی اوقات شاید هم بیشتر اوقات اسم انسان رو دارن اما در عمل ... کاش میشد بر تمام مردمان,پیشوند نام انسان را نهاد..
روزگار بر وفق مرادتان ... تا بعد ...
+
نوشته شده در دوشنبه 17 مهر1385ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط فاطیما
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام
امروز دلم واسه یه دورانی ( نمیدونم ..مبهمه.شاید بچگی یامه) و تمام روزهاش و تمام کارهایی که می کردیم تنگ شده تموم اون بچگی هایی که می کردیم و الان اگه بخوایم یکی از اون کارا رو بکنیم بهمون میخندند یا باعث تعجبشون میشه .. مثلا : فرض کنید من الان برم با خواهرم که 23 سالشه خاله بازی کنیم . مردم چی میگن ؟!
گرگی و زمین خوردناش . قایم موشک ( قایم باشک تقلباش ... یا دیدن برنامه کودکا .. {هنوزم میبینم البته کارتونای خوشگل خوشگل} .. اما هیچی کارتونای دوران خودمون نمیشه .من که حنا دختری در مزرعه رو خیلی دوست داشتم واسه مقاومتش .. پرین . هایدی . پسر کوهستان . چوبین . پسر شجاع .ممل و دختر مهربان و.... آخ که چقدر دلم واسه همشون تنگ شده . کاش میشد بر میگشتیم به همون زمان و یه بار دیگه این برنامه هارو میدیدیم با اون همه شور و نشاط و شیرینیش .. آخه فکر میکنم برنامه های حالا اون شیرینی رو ندارند طفلک این بچه های حالا ..چه فیلم هایی رو باید ببینند. کارتونای ما چیز دیگه ای بودند ...شما چه کارتونایی رو دوست داشتین ؟و با هاشون خاطره دارین ؟؟
آبجی آرزوم بود .. فردا هم سالگرد عروسیشونه ... از همین جا بهش تبریک میگم ایشالا سالگرد 120 سالگیشونو جشن بگیریم ولی الکی الکی یه سال گذشتااااااااا چه زود دیر شد .. جاش خیلی خالیه ... چقدر پست شد ...!!! منظورم , میگم چقدر طولانی شد ببخشید دیگه خیلی بیشتر از خیلی التماس دعا روزگار بر وفق مرادتون تا بعد ..
آرزومند آرزوهاتون
+
نوشته شده در پنجشنبه 6 مهر1385ساعت 2:32 بعد از ظهر توسط فاطیما
|
|
|||||
|
|||||