تبليغاتX
خسته تر از همیشه
دختری هستم تنها همچون تک درختی در بیابان
در قصه ای قدیمی حکایت می کنند که وقتی روزی روزگاری در

سرزمینی دور , مردم گناهان بسیار می کردند و مورد خشم

خداوند قرار گرفتند , خداوند بر آن شد تا تنبیهی سخت بر آن ها

مقرر فرماید.

تنبیهی سخت تر از آتش و سیل و زلزله و قحطی و بیماری ,

تنبیهی که نسل ها را سوزانده تر از آتش بسوزاند بی آنکه

کسی ببیندش یا بر آن واقف شود.

پس خداوند دو کلمه  " دوستت دارم " را از ذهن و قلب مردم

پاک کرد , چنانکه از روز ازل آن کلمات را نه شنیده , نه گفته و نه

احساس کرده باشند.

ابتدا همه چیز عادی و زندگی به روال همیشگی خود در گذر بود

اما بلا کم کم رخ نمود.

زمانی که مادری می خواست عشقی بی غش تقدیم فرزندش

کند, هنگامی که دو دلداده می خواستند کلام آخر را بگویند و

خود را یکباره به دیگری واگذارند, آنگاه که انسانها, دو همسایه ,

دو برادر , دو دوست در سینه چیزی گرم و صادقانه احساس

می کردند و می خواستند که آن را نثار دیگری کنند زبانها بسته

بود و چشمها منتظر آن کلامی که پاسخگوی همه ی این نیازها

بود , از دهان کسی بیرون نمی آمد و تشنگی ها سیراب

نمی شد.

و بعد...

کم کم سینه ها سرد شد , روابط گسست و ملال بی تفاوتی

جاگیر شد .

دیگر کسی حرفی برای گفتن نداشت آدمها در خود افسردند و

در تنهایی بی وقفه از خود پرسیدند :چه شد که ما به اینجا

رسیدیم ؟! کدام نعمت از میان ما رخت بر بست ؟ و اندوه

امانشان رو برید. خداوند دلش بر این قوم که مفلوک تر از همه

اقوام جهان شده بودند سوخت و کلمات  "دوستت دارم " را به

ذهن و قلب آنها باز گرداند.

خدا رو شکر که ما هنوز می توانیم به یکدیگر بگوییم  

                                   ..."دوستت دارم "...


اگه بخوایم این کلمه رو بازش کنیم از لحاظ معنی کلمه ایست

پر محتوا وپر معنی...

پس تو رو خدا بیاین دقت کنیم رو حرف زدنامون ببینیم داریم به

کی میگیم دوستت دارم . همینطوری الکی الکی به کسی نگیم

دوستت دارم ..اونم فقط به خاطر اینکه اون تنهاست و کسی

بهش توجه نمی کنه و یا به خاطر اینکه توی رو دربایستی اینکه

اون بهمون گفته دوستت دارم ما هم بهش بگیم موندیم یا...

هستند کسایی که به خاطر همین دو تا کلمه که خیلی بیشتر از

این چند تاحرفی که باهاش نوشته می شه معنی داره واسه

خودشون خیالاتی می بافند که بیا و ببین... اون موقع اگه یه روز

شما از سر بی حوصلگی یا اینکه بخوایین به طرف بفهمونید که

دوستی در کار نیست اون بیچاره یه ضربه ای می خوره که

جبران اون ضربه خیلی سخته.

مواظب باشین...!!! من خودم شخصا از این کلمه می ترسم و

کمتر کسی این کلمه رو از زبون من می شنوه نه اینکه من

مغرور باشماااااا نه , فقط نمی خوام به کسی الکی و از روی

زبون بهش بگم دوستت دارم .

من اول با قلبم درکش میکنم و اگه قلبم گفت دوست داشتنیه

اون موقع به زبون میارم.

پس بیاین اول از اعماق قلبمون حسش کنیم و اگه قلب اجازه ی

ورود , ( اونم منطقی نه الکی و از روی هوس ویا اینکه طرف

خوش قیافه و خوش تیپه ) روبهمون داد بعد  بهش بگیم

نترسین از اینکه دیر بشه و طرف بره(نترسین اگه واقعا دوستون

داشته باشه می مونه...!!! ) بترسین از اینکه زود باشه و اون

موقع باید یه مدتی اونو تحمل کنید و آخر هم نا خواسته ضربه

رو می زنید بعد هم گرفتاری با وجدان البته اگه وجدانی باشه..!!


خوب حالا من می خوام تولد تبریک بگم کسی که به جرات می

تونم بگم دوستش دارم

آبجی آرزو , عزیزم تولدت مبارک

هر چند دیر , ولی خودت که در جریان هستی تقصیر من نبود

من همون دوشنبه واستون یه آپی نوشتم که ... با کلی عکس 

از کادو و کیک و..اما نشد و همش پرید...

منم چند بار امتحان کردم اما نشد و به علت کمبود وقت به امروز

موکول شد خوب دیگه...   

اول آبان تولد آبجی گلم و یه دوست قدیمی و هر کسی که توی

این روز به دنیا اومده رو تبریک میگم

ایشالا همتون صد , دویست , سیصد و .....ساله بشین

در کل کمتر از صد سال عمر نکنید از خدا هم هر چی می خواین

بگیرین و خوشبخت هم بشین..!

راستی کسایی که آبجی ندارند مثل سرگل جون اینو بهتون بگم

ماها هممون اگه پشت همدیگه رو خالی نکنیم و به هم اعتماد

کنیم و حتی فکر خیانت به همدیگه رو تو ذهنمون هم نداشته

نباشه می تونیم رابطمون رو حتی از دو تا خواهر هم بهتر کنیم

و به هم نزدیک باشیم  

خوب دیگه آپ زیادی شد

مثل همیشه : خیلی بیشتر از خیلی التماس دعا

روزگار بر وفق مرادتان...

تا بعد... 

                                                                 آرزومند آرزوهاتون

                                                                        فاطیما
     
 

+ نوشته شده در  شنبه 13 آبان1385ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط فاطیما  | 

 

explorer blog